تبليغاتX
عکسنوشت
وبلاگ شخصی سالار نیرهدی

مجید حبیبی

جمعه ۲۲ آذر ۸۷. روستای سو کهریز ( جنوب هیدج) . استان زنجان. مجید حبیبی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 22:41  توسط سالار نیرهدی | 

 بازار ماهی فروشان فریدونکنار - آبان ۸۷

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 16:45  توسط سالار نیرهدی | 

وبلاگ خانه عکاسان تبریز بعداز پایان جشنواره  فیروزه شروع به بررسی و نقد عکس های برگزیده جشنواره نموده است . در چهارمین بخش این بررسی نوبت به عکس من رسید .

مطلب زیر عینا از وبلاگ خانه عکاسان تبریز نقل شده است :

 سالار نیر هدی

نسترن زوار

 پیرمرد و صندل چوبی کهنه، در جلوی دیوار آجری و سنگی (که پرده‎ای از جنس گونی از آن آویخته شده) در میان دو دیرک چوبی قرار گرفته‎اند. گونی برنجِ آویزان شده از دیرک و گونی‎های سفید طرف چپ به کسب وکار پیرمرد اشاره دارد. این دو جزء در معنا و مفهوم عکس هیچ نقشی ایفا نمی‎کند و صرفا دال بر مستند بودن عکس است. عناصر عکس، چه زنده و چه بی جان، قدیمی بودن، فرسودگی وکهنگی فضا را بیان می‎کند. در تعریف فضایی عکس، هماهنگی بین عناصر دیده می‎شود به غیر از لباس نوی پیرمرد و سفیدی اشباع گونی‎ها که این هماهنگی را بر هم می‎زند. عدم هماهنگی لباس پیرمرد، بار معنایی به عکس می‎دهد. اما سفیدی اشباع تل گونی ها، تنالیته و تعادل رنگی عکس را بر هم زده و سبب خیرگی لحظه‎ای نگاه می‎شود و وحدت عناصر عکس را در تعریف فضایی بر هم می‎زند زیرا سفیدی با کهنگی و قدیمی بودن عجین نیست.

تعادل وزنی- بصری عکس برقرار است. زاویه دید عکاس، هر یک از عناصر را در جای خود میخکوب کرده است و در نظر گرفتن کادر افقی، ایستایی عکس را تقویت نموده است.

در تحلیل معنایی عکس، پیرمرد و صندلی دو عنصر اصلی می‎باشند. صندلی چوبین، با پاهای آجری با عصایی تکیه به دیوار، در کنار پیرمرد قرار گرفته است. این ویژگی‎ها صندلی را از محدوده‎ی شیئی خارج و به آن شخصیت بخشیده است، شخصیتی پیر و کهنسال مانند پیرمرد. پاهای عاریتی آجری و زخم زانویش که باند بر آن بسته شده و عصایش خبر از پیری و فرسودگی صندلی دارد. دیگر نمی‎توان صندلی را با عنوان شئ خطاب کرد بلکه این ویژگی‎ها روح و حس به کالبد چوبی صندلی دمیده است.

در کنار هم قرارگیری دو شخصیت عکس (پیرمرد و صندلی پیر) با حس مشترک پیری، عکس را از بار معنایی سرشار می‎کند. حس مشترک پیوندی عاطفی بین دو کس برقرار می‎کند. در این عکس، حس مشترک پیری این حس عاطفی  را بین دو شخصیت عکس پدید آورده، اما حسی یک طرفه از سوی صندلی که با جدیت، سردی و خشکی پیرمرد روبه رو شده و حایلی نامریی  بین آن دو پدید آورده است. پیرمرد نگاهش را از صندلی برگرفته و به جلو خیره شده است، خیرگی نگاه پیرمرد این حائل را ملموس می‎کند. صندلی آن چه که است دیده می‎شود، صادقانه و صمیمانه وجود خود را بیان می‎کند، تن پوشی برای پنهان ساختن پیری و فرسودگی خود بر تن ندارد، حال آن که پیرمرد، پیری خود را با تن پوشی آراسته و نو پنهان کرده و مغرورانه درکنار صندلی نشسته است . تیزی نگاه پیرمرد صداقت و صمیمیت پیچیده درفضا را پاره می‎کند. حس یاس و نا امیدی درونی پیرمرد آراستگی ساختگی او را کسالت بار جلوه می‎دهد. در فضای عکس، با کاوشی در زمان و بازگشت به دیرینگی، پیری و فرسودگی پیرمرد و صندلی، مبدل به جوانی و شادابی خواهد شد.

صندلی پیر،که زمانی درخت تنومندی بود که باد به زور از میا ن شاخ و برگش اجازه عبورمی‎یافت، اما هم اکنون با تلنگری ازهم فرو می‎پاشد. درختی تنومند که شیره‎ی زمین را می‎نوشید ولی حال رگ‎هایش خشکیده است. اما او با وجود پیری، زندگی را در رگ‎های خشکیده‎اش جاری ساخته و هنوز بر روی پاهایش ایستاده است. درجدال زوال و زندگی، زندگی پیروزمندانه او را به سوی حیات فرا می‎خواند. حیاتی که با پویایی درونی صندلی، در پشت ظاهر رو به زوالش معنایی با ارزش یافته است. معنایی که با نپذیرفتن واقعیت و پنهان ساختن آن به یأس و نا امیدی در وجود پیرمرد مبدل شده است. برای صندلی، عاریتی بودن پاها و تکیه کردن به عصا مهم نیست، سر پا ایستادن مهم است؛ زخم و فرسودگی  مهم نیست، زمزمه‎ی آهنگ حیات در جیرجیر پاهایش مهم است آن زمان که کسی بر روی او می‎نشیند. شاید این گونه بتواند آهنگ ازلی زندگی را در وجود خسته، نا امید و منتظر پیرمرد به ارتعاش درآورد.

 سالار نیر هدی

خلیل غلامی

مرد و خالیِ مرد

اثر سالار نیر هدی عکاس زنجانی (در بخش تبریز) با ترکیب بندی مناسب و حالتی نوستالژیک عنوان این شماره قرار گرفت. من علاوه بر نکات خوب و شایسته‎ی نسترن، این حس عاطفی رو بیش‎تر با صندلی خالی دریافت می‎کنم. و می‎توان صندلی خالی را به عنوان پهلویی از حس نامریی پیرمرد سراغ گرفت. «فضای خالی»، از آن چه که من از کل ترکیب بندی اثر دریافت می‎کنم گفتار مرا پوشش می‎دهد. عصا و کفش‎های صندلی یک مورد رویایی از حضور دیگر مرد است. صندلی یک وجودی دارد و یک روانی. روان این صندلی با مرد همراه است. زمانی صندلی زنده بود و «باد به دشواری از لابه لای آن می‎گذشت»، و اینک او در کنار مرد زندگی می‎کند: مرد معنا دهنده‎ی صندلی و صندلی توصیف کننده‎ی روان مرد شده است.

من واژه‎ی «خالی» را در جای صندلی می‎نشانم. خالی‎ای که توصیف مرد است. فضایی از تصاویر ذهنی که جای مردِ توصیف ناپذیر را پر می‎کند. مرد پر است. مرد پوشش دارد: کلاه، لباس و کفش. خالیِ مرد تهی‎ست. او را بی‎پوشش بنشانیم بر جایی خالی: منِ دیگر مرد. خالی را که توصیف می‎کنم مرد عریان می‎شود. نگاه گرفتار و گره‎دار او با خالیِ صندلی درمی‎آمیزد. صندلی به عوض او عصایش را دارد و به جای او کفشی از آجر و «این صندلی نشستن ندارد» (جلال شمس آذران)، نگاه ندارد، رگ ندارد و مرد را دارد. صندلی بی‎نگاه است و از این رو، محل نشستن تعابیر بی‎نگاه. عریان و بی‎پوشش همه چیز را بر آن بنشان و مرد را به سخن وادار. خالیِ مرد سخن بی‎نگاه است.

منبع : وبلاگ عکاسان تبریز

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 20:4  توسط سالار نیرهدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره من
سالار نیرهدی
Salar Nayerhoda

متولد 28 مرداد 1363 زنجان
عکاس خبری
عضو گروه عکس افرنگ


گزارش های تصویری
× برف پاییزی در زنجان
× راهپیمایی 13 آبان
× راهپيمايي يزرگ خانوادگي
× روز قدس در زنجان
× نماز عید فطر
× پخت نان چايي
× رزمایش نیروی انتظامی
× مسابقات ورزشي دانش آموزان
× کارگاه چوب بري
× مسابقات اتومبیل رانی
× مراسم اعتكاف در زنجان
× برداشت گوجه فرنگي
× رهايي گنبد سلطانيه
× انتخابات رياست جمهوري
× سفر مير حسين به زنجان
× تخت و زندان سلیمان
× برداشت سیر در طارم
× اردوي تيم ملي دوچرخه‌سواري
× سفر كروبي به زنجان
× جشن نيکوکاري در زنجان
× نقاشي برروي نان
× روز درختکاري
× سازه هاي ماکاروني
× قلعه بهستان در زنجان
× عزاداري اربعين حسيني
× راهپیمایی 22 بهمن
× هرس درختان در زنجان
× راهپيمايي بانوان زنجاني
× تجمع دانش آموزان زنجان
× موکب عزاداران زينبيه زنجان
× دسته عزاداري حسينيه اعظم
× ليگ برتر کونگ فو در زنجان
× هنر لاستيک بري در زنجان
× طشت گذاری در زنجان
× چاقو سازي در زنجان
× پرواز بادبادک ها در زنجان
× عرضه دام قربانی در زنجان
× رختشویخانه زنجان
× طرح زمستانی نیروی انتظامی
× چاروروق دوزی در زنجان
× اكيپ هاي راهداري زمستاني
× سفر احمدی نژاد به زنجان
× بازار ماهی فروشان فریدونکنار
آرشیو
آرشیو
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
تک عکس
گزارش تصویری
نوشته های شخصی
دوستان عکاس
زین العابدین نصیری
گروه عکس افرنگ
میثم محمدی
مسعود بهروان
مرتضی الیاسی
مجید حبیبی
هادی حقگو
سحر مختاری
یوحنا اسفندیاری
جواد گلزار
هیربد لطفیان
احمد مطلایی
حسن سربخشیان
حمید سلطان آبادی
نیما افشار نادری
عبدالله نوروزی
کاوان نصرال... بیگی
نرگس امامی
بهاره خطیری
رئوف محسنی
ابولفضل سلمانزاده
ساتیار امامی
نگین کیانی
مجید آزاد
آذین انور حقیقی
طه ولی زاده
لیدا ملیحی
کاوه بغداد چی
مصطفی قطبی
حامد حق دوست
علیرضا محمودی
جمشيد فرجوند فردا
اعظم ولی قیداری
مهدی مریزاد
سعید کرمی
سامی حزنی
نیما دیماری
محمد خیرخواه
محبوبه بوجار
فاطمه بهبودی
علی اکبر قزوینی
میترا علایی
ابوطالب ندری
فرشاد پالیده
دیگر دوستان
مهدی جلیل خانی
رامین سلطانی
عليرضا مليحی
علیرضا فقاهتی
علیرضا بازرگان
نسترن وثوقی
حامد رحمتی
حامد صمدی
محسن سالک
افسر وظيفه
رباب موحد
غلامرضا طريقی
افشین ابراهیمی جم
علیرضا پیام یار
محی الدین اسکندری
محمد علی خامه پرست
علی حیدری
محمد جواد شوشتری
سمانه پرهیزکاری
الهام اسرافیلی
مازیار محمدیون
محمد واعظی
آناهیتا
زهره
اصغر نیتی
رضا سلطانی
حسین نظریان
عکس های پیشین
جشنواره فیروزه
 

 RSS